تبليغاتX
عاشقونه -

عاشقونه

 

 دلم به حاله همه ی این لحظه هام می سوزه ...

 دوست دارم ٬ اما باید ازت دست بکشم ...

عاشقتم ٬ اما تو این و نمی خوای ...

 دیگه من و نمی خوای ...

حیفه اون ثانیه ها ...

 خیلی نگران و بی قرارم تو این روزا ...

یه جور ناآرومی تمومه وجودم و گرفته ...

ای کاش باهام بودی و اینقدر تنها نبودم ...

 دائم افسوس می خورم ...

دائم به تو و ثانیه هایی که باهات بودم ٬ فکر می کنم ...

چند وقته آینده رو گذاشتم کنار و تو گذشته می چرخم ...

دنباله یه رده پام ...

چطوری می تونم فراموش کنم همه چی و ؟؟؟

هر شب گریه ...

هر شب نا آرومی و بی قراری ...

بی خوابیه شبونه ...

فکر کردن به چشمای زیبای تو ٬ از خود بی خودم می کنه ...

ای کاش اینقدر باهام غریبه نبودی ...

ای کاش می تونستی باهام باشی ...

ای کاش می تو نستی باورم کنی ...

ای کاش می فهمیدی که چقدر بعد از تو تنهام ...

ای کاش ...

می شدم همونی که می خوای ...

حیف از این ثانیه های بی هدفی و بی قراری ...

خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

درده دلمو به کی بگم ؟

خدایا من که جز تو کی رو ندارم

خدایا کسی باورم نداره ...

فکر می کنه ٬ من نمی خوام ...

نمی دونه شب و روز بی قرارم ...

نمی دونه تو این لحظه ها به آرامشه با اون بودن ٬ محتاجم ...

 

 

+نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت19:33توسط Sara M | |