تبليغاتX
عاشقونه

عاشقونه

 

 کاش می فهمیدی چه دردی داره که همه بهم تبریکه تولد بگن ، جز تو که تمومه دنیامی 

  دلم می خواد نباشم تا این درد و نبینم  

 امشب که بهترین شبه زندگیمه آرزو کردم ، نباشم 

 من جز تو امیدی به این زندگی ندارم

...

+نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت2:16توسط Sara M | |

 

 طرح چشای قشنگت در اتاقم نقش بسته

 شعر می گویم به یادت ، در قفس غمگین و خسته

 من چه تنها و غریبم ، بی تو در ، دریای هستی 

 ساحلم شو ، غرق گشتم ، بی تو در شب های مستی

 خیال کردم بری می ری از یادم ، تو رفتی و نرفت چیزی از یادم 

 تو رفتی تازه عاشقتر شدم ، از اونی یم که بودم بدتر شدم

 صبح تا شب این شده کارم که واسه ی چشات بیدارم 

 تو خدای عاشقایی ، تو تمومه کس و کارم

+نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت14:48توسط Sara M | |

 

 آخه چرا ؟

 مگه من چی کم دارم که تو می خوای ؟

 مگه من واست کم گذاشتم از عشقم ؟

 آخه چرا من و نمی خوای ...

 دارم کم کم به این همه غم عادت می کنم ...

 دارم کم کم باور می کنم که دیگه نیستی ... اما من نمی خوام ... می خوام همیشه عاشقه تو بمونم ...

می خوام همیشه دیوونت بمونم ، می خوام همیشه منتظرت بمونم ... تنهام نذار ...

 می دونم داری واسه همیشه می ری ...  

 می دونم چند وقته دیگه باید شاهده شکستنه خودم باشم ... می دونم ...

 کاش می تونستم کاری کنم ...

 نمی دونی این روزا حالمو ...

 هر شب گریه ... نمی تونم لباسه مشکیم و درآرم ...

 وقتی نباشی دنیا و آرزویی نیست واسم ...

 وقتی نباشی شادی نمی خوام ... وقتی نباشی تو دنیام ، دیگه نمی خندم ...

 هیچ وقت نمی خندم ، لباسه رنگی نمی پوشم ... وقتی نباشی منم نیستم ، یه مرده ی متحرکم ...

وقتی از دنیام بری ، منم می رم ... می رم تا یه بهونه باشی واسه رفتنم ... می رم تا بدونی همه ی بهونه ی زندگیم بودی ...

وقتی نباشی بهونه ای هم نیست ، امیدی به دنیا نیست ...

 بدونه تو و فکرت ، نمی تونم ادامه بدم ...

 

 

+نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت16:39توسط Sara M | |