تبليغاتX
عاشقونه

عاشقونه

 

 چی کار کردی با من که دنیام بی قرارته ؟

 بعد از تو دیگه هیچی واسم رنگی نداره ، می دونی ...

 وقتی رفتی ، خوشیام و مهربونیامم با خودت بردی ...

 وقتی تو دنیام نیستی ، چی باید واسم مهم باشه ؟

 تنهاییام و دل تنگیام واست ، تمومی نداره ، می دونی ...

بی قرارتم ... کاش باورم می کردی که چقدر عاشقم ...

 کاش اونطور پسم نمی زدی ... کاش می تونستی باشی توی لحظه هایه تنهاییم ...

کاش یه ذره به منم فکر می کردی ...

 کاش حرفام و باور داشتی ...

 اما حیف که همه چی تمومه ...

 حیف که دیگه نیستی و من یه دنیا تنهام ...

 اما بدون همیشه عاشق می مونم ...

 عاشقه تو ، بی قراره تو ...

 اما می دونم یه روز می یای و یاده من می یوفتی ...

 کاش وقتی نفرینم وارده زندگیت بشه ، بدونی دعایه منه ... با اینکه توام منتظره همونی

 کاش روزی این و ببینی که من خوشبخترین دختر دنیام و تو دیگه راهی نداری ...

 کاش یه روز بهم بگی ، از انکه باورم نکردی ، پشیمونی ...

 من دارم لحظه شماری می کنم ...

من واسه اینکه مثه خودت که داغونم کردی ، بشکنمت ، دارم لحظه شماری می کنم ...

 تو تمامه زندگیم بودی ، کاش می موندی تا غریبه ها وارده دنیام نشن ...

 همه ی عشقایه من بعد از تو ، واسه فرار از این عشقه مسخره ی توئه ...

 همه ی گریه هام واسه عشقه توئه ... واسه دل تنگیم واسه چشات ...

 با این همه می خوام این جا بگم ، چون تو حرفم و نمی خونی ، عاشقتم با اینکه نباشی ...

 

                          

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت21:46توسط Sara M | |

 

 یکی اون جاست شبیه من ، یه دیوونه

 که بیشتر از خودم ، قدرتو می دونه ...

 

چقدر بی قرارتم ...

 چقدر دل تنگتم ...

 چقدر به بودنت محتاجم ... به صدات ...

 کاش این طوری نمی شد ...

 کاش این قدر تنها نبودم ...

کاش بودی و اشکام و می دیدی که دارن واسه تو می ریزن ...

 کاش بودی و بهم می گفتی چقدر تنهایی ... چقدر به بودنم نیاز داری ...

 چقدر خندهام ، واست یه دنیاست ...

 کاش بودی و این بی قراری و می دیدی ...

 کاش بودی و اشکام و پاک می کردی و می دیدی یه دنیا تنهام ...

 یه آسمون تنهام ...

   دوست دارم ...                        

 

              

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت1:1توسط Sara M | |

 

 امشب شبه عید و دله من پر از غمه ...

 نمی دونی که چقدر دلگیرم ... چقدر دل شکسته ام ...

 کاش هیچ وقت اینقدر نمی خندیدم ...

 کاش اینقدر احساسه تنهایی نداشتم با اینکه ...

 کسی رو جز تو نداشتم تا بهش تبریک بگم ...

 

 اگه نباشی ، احساسی هم نیست ...

 اگه تنهام بذاری ، دیگه هیچی ازم نمی مونه ، دیگه بهونه ای ندارم ...

 

+نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت1:21توسط Sara M | |

 

 دلم یه دنیا گرفته ...

به اندازه ی تمومه ستاره ها ... به وسعته دریا ...

دلم می خواد یه دنیا داد بزنم که ، دل تنگتم ... بهت نیاز دارم ...

به بودنت ، به رویات ، به با تو بودن ...

خدایا

این همه تنهایی و دل گیری و ازم بگیر و یه دنیا مهربونی جایه این همه نفرت ، توی دلم بذار ...

نذار تا اینطور خودخواهانه ، نفرین کنم ...

خدایا ... تو می دونی ، تو شاهده این تنهایی هستی ...

تنهام ... آره ، یه دنیا تنهام ... 

 

بیا و من و با خودت ، به یه دنیایه پر از عشق ببر ...

بیا و بدون ، تنهاتر از توام ... یه آسمون ، یه دریا ، یه دنیا ، دلگیرم از این روزا ...

از این همه تنهایی ، که داره داغونم می کنه ...

با این که واسم نا شناسی ، اما بدون پر از احساسم واست ...

چون تنها کسی بودی که اینقدر راحت ، از تنهاییام بهش گفتم ...

 

باورم کن ، که فقط باور تو

می تونه ، قفله قفس رو بشکنه

  

 

+نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت21:3توسط Sara M | |

 

 ای دله بی یارم 

تنها کس و کارم

دیدی ازم دل کند

اون که دوسش دارم

اون که یه عمری بود

غصشو می خوردم

دیدی چه راحت گفت

من تو دلش  مردم

ای دله غم دیدم

دیدی چه بی رحمه

معنیه احساس و

دیدی نمی فهمه

رفت و شدم تنها

اما

خوب می دونم نیست اون تنها

من دیگه از امشب

هر شب

مهمونی دارم با غم ها ...

آخ که چقدر تنهام

سرده چقدر دستام

سر شده صبر من

دسته اون و می خواد

ای دله غم دیدم

دیدی چه بی رحمه ...

رفت و ...

 

 

+نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت12:38توسط Sara M | |