تبليغاتX
عاشقونه

عاشقونه

 

باز با یه دنیا تنهایی و ناامیدی شروع می کنم ...

هیچ شروعی بدتر و تلخ تر از گفتتن از جدایی و تنهایی نیست ...

تو بهترینه منی ... جز تو از کی بگم ؟

از چی بگم ؟

وقتی تو توی زندگیم نباشی  دیگه نمی خوام به هیچی فکر کنم ...

ای کاش بشه  غمامو باور کنی  تنهاییامو

کاشکی بدونی وقتی دارم باهات می خندم تو دلم چی می گذره

ای کاش درکم کنی ...

ای کاش بدونی من جز تو به هیچی فکر نمی کنم   اینا همش دلخوشیه

ای کاش این همه تنهایی رو درک کنی ...

ای کاش بدونی فقط با وجوده تو آرومم

شاید باور نکنی ... اما اون روز اون همه خنده اون همه شنگول بازی از اوجه خوشحالیم بود ...

من قول دادم

من قول دادم که دیگه نه با نگاهم نه با حرفام

حتی غیره مستقیم

بهت بفهمونم که

عاشقتم ... دیوونتم ...

ای کاش فقط بدونم درکم می کنی ...

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت15:50توسط Sara M | |

 

 من و تو ؟

 با هم ؟

چه غریب ...

 من و تو ؟ مگه می شه یه عاشق به عشقش برسه ؟

 مگه دنیا و آدماش می تونن ببینن ؟

 وای به ما ... وای به من ... وای به زندگیه بی هدف ...

 

+نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت11:11توسط Sara M | |

 

513

ديگه موندنت كنارم ، واسه من فرقي نداره

اوني كه عاشقت بود ، مي ره و تنهات مي ذاره

تو ، چه بي دليل و آسون از عشقه من ، ساده ، گذشتي

تو بگو ، با من بگو ... كه چرا قلبمو شكستي ؟

تو بگو عشقه من مگه با تو ، چه كرده بودم ؟

اي تمامه هستي ام ، اي همه ي بود و نبودم

ديگه وقته رفتنه ، گونه هام بازم شده خيس

مي دونم كه تو دله تو ... ديگه جايي واسه من نيست

واسه من نيست

تو مگه ؟ به من نگفتي ... كه فقط با توآم و بس

گفتي عاشقت مي مونم ... هنوزم حرفت يادت هست ؟

اي تمامه ، هستي ام ... اي تمامه بود و نبودم

 

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت0:22توسط Sara M | |